تبليغاتX
می میرم برات

می میرم برات

فرزاد حسنی و مهسا

دیگه دلم طاقت نیاورد!!!

                                         

 سلام

ببخشید دیگه دلم طاقت نیاورد نتونستم صبر کنم تا امتحاناتم تموم بشه و بعد بیام آپ کنم.

 

هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش، ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره

جاده خوشبختي در دست تعمير است دور بزن اين اسمش تقديره

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

يه ضرب المثل نميدونم كجايي ميگه كه به هيچ كس به جز خودت و خرت اعتماد نكن منم به جز خودم و خودت به هيچ كس اعتماد نميكنم

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی هم ندارم میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

اسمان را ستاره زيبا ميكند باغچه را گل عشق را محبت بيابان را چمن چشم را اشك و تو را عمل كردن دماغ زيبا ميكند

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن

________________________________________دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيدا کنی

انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

زندگي اجبار است مرگ اخطر است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است

سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي

ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد

 

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.

 

بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پروازدرآید.گویا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست.

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد.

 

۱بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد.

 

 

حالا یه چند تا عکس خوشگل و مامانی از فرزاد حسنی

تقدیم به شما:

 

 

تو این پست ازتون میخوام البته از کسایی که از عشقشون شکست خوردن خاطره اون روز یا سالشون رو تو نظرات این پست بزارن البته به یه عبارتی موضوع این پست اینه که آیا تا به حال از عشقتون شکست خوردین؟خاطره اش رو بنویسید.

بعدش میخوام ازتون بپرسم که دوست دارین که تو هر پست یک موضوعی رو بزارم تا نظرتون رو راجع به اون بنویسین؟ اگه دوست دارین حتما تو قسمت نظرات بگید.

انشاالاـه که در امتحاناتتون موفق بشین و با نمره ۲۰ از مدرسه و معلماتون خداحافظی کنید.

راستی یه خبر خیلی مهم:

فرزاد حسنی در تابستان سال ۸۶ با کوله پشتی ۴ می آید.

امیدوارم که خوشحال شده باشید.

                                             خداحافظ همین حالا                      


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/03/04 ساعت 0:26 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/02/22 ساعت 16:23 موضوع | لینک ثابت


عاشقانه

        سلام          

 

در کنار

برکه ای نشسته بودم

میخواستم از آب آن برکه بنوشم

دیدم در حین آب خوردنم صـــدایی آمد

گفتم تو کیستی که این چنین صـــــــدایم کردی

بعد دیدم که آن برکه است که میخواهد با من حرف بزند

با تعجب نگاه کردم وخندیدم گفتم خدایا یعنی آب با من حرف میزند

می دانید آب به من چه گفت؟گفت چرا همیشه غمگین می بینمت؟

گفتم باور کن غمگینی شده کار هر روز من نمیدانم چرا

گفتم چه کنم تو راهی نشانم بده که من از این

غمگــــــینی رها بشوم آب گفت تو با

غم انس گرفتی سخت است

که از این غمیگینی

در بیایی

؟

ولی میخواهم

راهی برایت نشان بدهم

گفتم تو جاهای زیادی رفتی آری

تو میتوانی منو از این غـــم رهــایی بدی

گفت آری میتوانم ولی یک شــــرط دارد ؟گفتم

هر شرطی باشد من قبول دارم گفت مطمئنی شاید نتوانی

قبول کردم که به شــرطــش عمل کنم میدانید شرطــش چه بود ؟

به من گفت بایدعاشق بشوی ! خندیــدم گفت چرا میخندی ؟

گفتم از بخت خودم من عاشق شدن را بلد نیستم

چون به هر کس پیشنهاد دوستی میــدهم

میگوید نمیتوانم دوســـت شوم حال

میخواهم ای دوســتان از شما

کمک گیرم چـــه کنم

تا یک عاشق

بشوم

 

 

 

 من هيچ نمي خواهم...

                             تنها صدايت را مي خواهم تا

                        موسيقي سکوت لحظه هايم باشد نگاهت

                    را مي خواهم تا روشني چشمهاي خسته ام باشد

             وجودت را مي خواهم تا گرماي قنديل آغوشم باشد خيالت را

              مي خواهم تا خاطره لحظه هاي فراموشم باشد دستها يت

                    را مي خواهم تا نوازشگر بي کسي اشکهايم

                       باشد و تنها خنده هايت را مي خواهم تا

                         مرحم کهنه زخمهاي زندگي ام باشد

                              آري تنها تو را مي خواهم....

 

 

از باران، باريدن را آموختم از بغض نباريدن را، از

اشک چکيدن را از شعر جوشيدن را، از چشم گريستن را،

 از عمر هستن و نيستن را، و از همه ي شما در تمام عمر با

 عشق زيستن را، پس ... بياييد همه با همبلند فرياد کشيم و بخوانيم.

 تا قله ي بلند عشق پرواز خواهيم یادمان باشد اگر شاخه گلي

را چيديم -*- وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم -*-

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست -*- گرشکستيم

ز غفلت ، من و مايي نکنيم -*- يادمان باشد سر سجاده عشق

 -*-جز براي دل محبوب دعايي نکنيم -*- يادمان باشيد اگر خاطرما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باز مثل بچگی ها دلم هوای روزهای بارونی رو کرده . روزهایی که شنیدن موسیقی بارون را

 

شیشه ی پنجره وسوسه ام می کرد که بدوم و برم بیرون و خودم را بسپارم به پاکی زلال قطره

 

هاش بچرخم و برقصم و از شادی دستهایم رو بکوبم به هم. و همنوا با ملودی بارون منم فریاد

 

بزنم بارون زمینا تر میشه دلم هوای بارون کرده، بارونی که با ترنمش بچگی کردم، بزرگ شدم ،

 

عاشق شدم و دل کندم. ترنم بارون تو گوش من همیشه یاداور عشق و دوستی و محبت بوده

 

کاش بارون بیاد تا همه ی کینه ها و دشمنی ها رو از دلمون پاک کنه و ببره

 

 

کاش بارون تا اینه دلمون رو صیقل بزنه و چهره ی واقعی دلمون رو نشونمون بده .

 

کاش بارون بیاد تا قدر هم رو بدونیم و محبت رو ارزون نفروشیم . کاش بارون بیاد تا قیمت

 

دوستی ها رو به ما یاداوری کنه. کاش .کاش. کاش .

 

پس بیا مثل بچگی هامون با عشقی پاک دست هم رو بفشاریم و دل بدیم به ایه های زلال

 

بارون . تا ما هم خالص و ناب بشیم . کاش.......

 

تا بعد از امتحانات خرداد

خـــــــــــــــــــــــــــدانــــــــــــــگــــــــــــــــــهـــــــــــــدار

 


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/02/11 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت


عــــشــــق زیباست! نه!

                ســـلام 

دفترم را باز کردم تا بنویسم از نگاه همیشه منتظرم از چشمان بارانیم ازبوسه های نشکفته ام بنو یسم برایت از ترسم ترس از بی تو ماندن وبی تو رفتن بی تو گفتن وبی تو خواندن بنویسم برایت از نغمه های شبانه غم در گنج عزلت تنهایی ام بنویسم برایت از معنای زندگی از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است ........

 

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد

  از دست برود.زندگی کردن در دلهایی که پس از ما می مانند

  مرگ نیست.به هم رسیدن آغاز است ، با هم ماندن پیشرفت ،

  با هم کار کردن کامیابی.کسانی که از ته دل گریه کردن را

  بلد نیستند از ته دل خندیدن را نیز بلد نیستند.وقتی که

 توقع دوست داشته شدن ما کمتر و عشق ورزیدن ما بیشتر باشد ،

 راز عشق بشری بر ما آشکارمی گردد.تنها چیزی که در دنیا

 به توافق نیازی ندارد ، دوست داشتن است. من شما را دوست

 دارم ولی شاید شما این را نخواهید.تا شما ارزش خود را

 ندانید ، هیچ کس ارزشتان را نخواهد دانست.

 دلم براي تنهايي ميسوزد چرا هيچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهي کرده که تنها شده

      جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد ديشب تنهايي از اتاقم گذشت دنبالش دويدم ولي

       او رفته بود.تنهاي تنها نيمه شب او را مرده کنار حوض خانه پيدا کردم از گريه چشمانش قرمز

بود برايش گريستم آخر او از تنهايي مرده بود تنهايي مردو من تنها تر شدم....

*****

        عشق واقعاً حضور است، جايي كه عشق هست،زمان ومكان محو مي شوند عشق

نگاهي مي بخشد

        كه مي توان با آن خدا را ديد عشق دري را تعبيه مي كند كه خداوند از آن وارد مي

شود

 

حالا میریم سراغ عکسای فرزاد حسنی

 

 

 

 

 

امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

خیلی دوست دارم نظرتونو راجع به آهنگ وبلاگم بدونم.

 

خــــــــــــــــــــــدانـــــــــــگــــــــــــــــــــهـــــــــــــــــــــــدار


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/02/02 ساعت 1:50 موضوع | لینک ثابت


عکس و جوک و مطلب

                              سلام سلام سلام 

  اول از همه میریم سراغ جوکا

 

ترکه ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده . با خودش میگه : ای بابا میگم آآآآآ راننده مرده

 

یه ماره روسری میزاره میگه من کبرام

 

یک روز یه گوسفنده با مامان باباش دعواش میشه میره سر کوچه تاکسی بگیره ، میگه : کشتارگاه ، کشتارگاه

ترکه از زمین و زمان گله می کنه و می گه : چه دنیای بدی شده آدم نمیتونه به هیچ کس اعتماد کنه ، از صبح تا حالا از هرکی سؤال می کنم ساعت چنده هرکی یه چیزی میگه ، نمی دونم حرف کدومو باور کنم.

 

                                                                                                     

 

حالا میریم سراغ مطالب عاشقونه

 

 

ميگن باغبون وقتي يه گلي رو ميكاره ؛ تمام حواسش به اون جمع ميشه تا يه وقت پژمرده نشه !!
ميگن كوزه گر وقتي يه كوزه رو ميسازه ؛ تمام دقتش به اون كوزه است تا يه وقت نيفته بشكنه
!!
ميگن يه فرش باف وقتي يه فرشي رو بافت ؛ خيلي مواظبه تا يه موقع بلايي سر اون فرش نياد
!!

 

 


 

حالا با تو ام ... با خود تو ...
تويي كه براي من يه دل ساختي .. تويي كه خودت يه عالمه تلاش كردي تا براي منم يه دل درست كني
...
حواست هست تا اين دل يه وقت طوريش نشه ؟
!

 

 

سر هر کلاسی که ميرم ؛ کارم شده نوشتن شعر توی جزوه ها !! خدا می دونه آخر ترم باید اين شعر ها رو بخونم يا يه چيز ديگه !!

فوقش سر جلسه امتحان روی ورقه می نويسم
:
تو که دستت به نوشتن آشناست ؛ قصه ی پر غصه ی ما رو بنويس

بنويس از هر چی که بود ؛ بنويس از ياس کبود
يکی بود ؛ هيچکی نبود ؛ دخترک دل رو از يه بی دل ربود
آخر قصه که رسيد ؛ بنويس که از اول قصه ی ما ؛ خبری از انتها نبود!

 

 

و حالا میریم سراغ عکسای عاشقانه

 


 

 

 

حالا از همه مهم تر اگه گفتین! میریم سراغ عکسای فرزاد حسنی

 

 

 


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/01/26 ساعت 1:14 موضوع | لینک ثابت


عکس و ...

   ســـــــــلام     

 

امروز اومدم واستون چن تا عکس جدید از فرزاد حسنی بذارم.

 

 

تو می روی و من فقط نگاهت می کنم
تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم چون بی تو
یک عمر فرصت برای گریستن دارم
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست!

 

 

حالا نوبت عکساست

 

 

 

 

http://http://i12.tinypic.com/4g7v2pg.jpg


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/01/18 ساعت 16:13 موضوع | لینک ثابت


مطلب و شعر و داستان

                                   سلام  

برای پست قبلیم که عکس گذاشتم نظر یادتون نره.

 

 اگر مشکلی در دیدن عکسها و یا هر سوالی داشتین در قسمت نظرات وبلاگ بیان کنین.

 

یه دونه داستان خیلی با حال

 

يک روز و هزار سال :

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است
تقويمش پر شده بود و تنها دو روز تنها دو روز خط نخورده باقي بود.
پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد
.
داد زد و بد وبيراه گفت ،خدا سکوت کرد جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت

خدا سکوت کرد آسمان و زمين را به هم ريخت خدا سکوت کرد
به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد خدا سکوت کرد کفر گفت و سجاده دور انداخت

خدا سکوت کرد دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد خدا سکوتش را شکست

و گفت : عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي
تنها يک روز ديگر باقي است بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن
لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟ با يک روز چه کار مي توان کرد ؟

خدا گفت : آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ،
گويي که هزار سال زيسته است و آنکه امروزش را در نمي يابد ،
هزار سال هم به کارش نمي آيد و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت
و گفت حالا برو و زندگي کن او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد

که در گوي دستانش مي درخشيد اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود ،
مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد قدري ايستاد بعد با خودش گفت :
وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد

بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم آن وقت شروع به دويدن کرد
زندگي را به سر و رويش پاشيد زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد

و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند
مي تواند او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ،

مقامي را به دست نياورد اما اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ،
روي چمن خوابيد کفش دوزکي را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد
و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد و براي آنها که او را دوستش نداشتند
از ته دل دعا کرد او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد سبک شد
لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد

او در همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند امروز او در گذشت

کسي که هزار سال زيسته بود

 

شعر ویژه برنامه نوروز که فرزاد حسنی اجرای آنرا بر عهده داشت.

 

مژده بده دارم می یام سراغت
دنیا به روت خندیده خوش به حالت
مژده بده عـاشقتم یه دنیا
نگام نکن گر می گیره خیالت
مژده بده نفس کشیده دریا
نگاه ماهی دل موج و برده

نفس نفس میزنه تنگ امسال
آخ.آخ .آخ که یه شیشه به تو دل سپرده
مژده بده شکوفه آشتی کرده
رد یه بوسه مونده روی ساقه
تمام دنیامو می خوام ببازم

به پای جانانه ترین علاقـه
مژده بده عاشقــی آسون شده
ستاره چشمک زده.شب گم شده
خاطر مهتاب و پریشون نکن
تازه جهان رنگ ترنم شده
مژده بده هر چی که بود گذشته
خوب و بدش فقط برات خاطره ست
آخر هر حادثه ی خواستنی
تویـی که یادت نفس پنجره ست

 

(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________**** _______
___***____***____***__ *** ____
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***_____________________***___
***_ _ _ _____ فرزاد __ _***___
__***___________________***____
___***_________________***_____
____***_____LOVE ____ ***______
______***____________***_______
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****____________
_____________***_____________

 

 

انصافا خوب نبود؟

 

نـــــــــظر یادت نره.

 


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/01/17 ساعت 2:20 موضوع | لینک ثابت


GSO YKJDB LOTE


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/01/17 ساعت 2:4 موضوع | لینک ثابت


            بسم الـاـه الرحمن الرحیم

سلام

 

این اولین پست من در این وبلاگ هست.

خدا رو شکر که بلاخره وبلاگم راه اندازی شد چون خیلی به فکرش بودم که زودتر راه بیندازم.

 

این وبلاگ راجع به فرزاد حسنی است و همچنین تو این وبلاگ میتونید مطالب غیره رو هم مطالعه کنید و لذت ببرید.

 

ببخشید که فعلا نمیتونم عکس بزارم .

 

ولی انشاالاـه از دوستای نازنینم میخوام یاد بگیرم.

 

منتظر مطالب و عکسهای جدید باشید.

 

نـــــظر یادتون نره.


 

نوشته شده توسط مهسا پورمحمد در 86/01/16 ساعت 16:57 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes